۱۳۹۶ سه شنبه ۰۶ تیر

قسط با عدل فرق دارد و خداوند هدف از ظهور انبیاء را اقامه قسط اعلام کرده است. اقامه قسط یعنی هر کسی سهم خود را از زندگی دنیا داشته باشد. اگر جامعه بر اساس قسط مدیریت نشود، اختلاف طبقاتی به وجود می آید. یعنی یک نفر در حداقل ضرورت با ناتوانی زندگی می کند و شخص دیگری در اوج مکنت به سر می برد.

به گزارش alamolhoda.com، آیت الله علم الهدی ظهر امروز در دومین جلسه از سلسله جلسات تفسیر سوره مبارکه حدید که در محل مهدیه مشهد برگزار شد، به بیان نکات تفسیری این سوره مبارکه پرداخت.
مشروح مهم ترین سخنان آیت الله علم الهدی به این شرح است:

امروز در جامعه ما اصلی ترین مسأله در خط مقابله با دشمن، مسائل اقتصادی است و خداوند متعال در این سوره برای فرهنگ سازی باورمندی انفاق عواملی را مطرح کرده است که یکی از آن ها «آگاهی از بی ارزشی دنیا در برابر آخرت» است. دنیا مرحله گذار بوده و آخرت مرحله ثبات زندگی انسان است و با این کیفیت مقام گذار با موقعیت ماندن قابل مقایسه نیست.
توجه به بی ارزشی دنیا در برابر آخرت نتیجه اش این است که انسان باور می کند مازاد بر نیاز خودش در حوزه ظرفیت وجودی اش را در اختیار دیگران قرار دهد. خداوند این عامل را در ضمن بیان دو مطلب تبیین می فرماید؛ اولا خداوند برای دنیا 5 ویژگی «لعب»، «لهو»، «بیهوده»، «غیر واقعی بودن» و «دار تکاثر» را بیان کرده است و ثانیا تعریف گستردگی بهشت و نعمت های آن که خداوند آن را در آیه 21 سوره حدید بیان فرموده است.
«باورمندی نسبت به آگاهی خدا از همه امور قبل از وقوع آن» عامل دیگری است که خداوند برای فرهنگ سازی انفاق در قرآن بیان فرموده است. یعنی آنچه در زندگی می خواهد برای ما رقم بخورد را خدا می داند و وقتی ما خود را به خدا سپرده ایم و تمام این زندگی تحت مدیریت پروردگار است، نیازی نیست که انسان بیش از اندازه نگران آینده باشد.
یکی از مسائلی که باعث می شود مردم بخل داشته باشند، نگرانی برای روز مبادا است. این روز مبادا آفت و ویروسی در بین مردم است که جلوی همه تعاون ها، نوع دوستی ها و خیرات و مبرات انسان را می گیرد. خداوند در سوره حدید از معلوم بودن همه رویدادها در علم خدا سخن گفته و همچنین بر نادرستی بخل ورزی با توجه به این مسأله تأکید کرده است.
«توجه به تأثیر انفاق در ایجاد قسط در جامعه» ششمین عاملی است که خداوند برای فرهنگ سازی باورمندی مردم نسبت به انفاق بیان فرموده است. قسط با عدل فرق دارد و خداوند هدف از ظهور انبیاء را اقامه قسط اعلام کرده است. اقامه قسط یعنی هر کسی سهم خود را از زندگی دنیا داشته باشد. اگر جامعه بر اساس قسط مدیریت نشود، اختلاف طبقاتی به وجود می آید. یعنی یک نفر در حداقل ضرورت با ناتوانی زندگی می کند و شخص دیگری در اوج مکنت به سر می برد.
مسلما کسی که خودش و همسرش با یک حیوان در یک ویلای چند هزار متری زندگی می کنند، حقوق انسان های دیگری را تضییع کرده تا به این مرحله رسیده است چرا که اگر این تفکر از ابتدا وجود داشت که همه مردم باید در یک سطح زندگی کنند، جامعه تبدیل به جامعه ای نمی شود که روابط اجتماعی بر اساس حسادت ها و رقابت ها شکل گیرد.
مشکلی که امروز از نظر اخلاق اقتصادی در نسل جوان داریم این است که به دنبال میلیاردر شدن در یک شب هستند و این مسأله به طور طبیعی ممکن نیست و از همین رو به هر کاری تن می دهد. این قصه تا به جایی پیش می رود که انواع تن فروشی ها، فحشا و جنایت ها را حاضر است انجام دهد. این نتیجه جامعه ای است که زندگی ها در آن متقارن نباشد.
جامعه باید به این باور برسد که باید جامعه قسط باشد و خداوند متعال چنین جامعه ای را مشخص کرده است. اولا در آیه 25 می فرماید برپایی قسط هدف از بعثت انبیاء الهی است و ثانیا می فرماید ما در اسلام «رهبانیت» و بی توجهی به گسترش عدالت نداریم.
این اخلاق که هر کسی فقط خودش را ببیند و ارتباطات اجتماعی برای او مسؤولیت ساز نباشد، از آفت هایی است که ممکن است در جوامع ایجاد شود. این که افراد بگویند «به دنبال زندگی کردن خودمان هستیم» از جملات خیلی خطرناک است و اگر بر سر زبان های افراد یک جامعه بیفتد، آن جامعه سقوط می کند.
وقتی که مردم از امام مجتبی(ع) فاصله گرفتند و به سوی معاویه گرایش پیدا کردند، همه آن ها می دانستند که امام حسن نوه پیامبر است و پدر و مادر ایشان چه کسانی هستند و همه می دانستند که معاویه پسر ابوسفیان و هند جگرخوار است و همه زندگی اش در انواع و اقسام مفاسد گذشته است. این مسائل را همه می دانستند؛ پس چرا به دنبال معاویه راه افتادند؟ چون گفتند «می خواهیم زندگی کنیم و اگر امام حسن(ع) بیاید، مانند زمان امیرمؤمنان(ع) جنگ های مختلف صورت می گیرد و دزدها و جنایتکاران با امام حسن نمی سازند و اجازه نمی دهند که ما زندگی کنیم.»
این که هر کسی فقط منافع خودش را ببیند و از اموز اقتصادی جامعه کنار بکشد همان رهبانیت است و برای چنین فردی مهم نیست که در جامعه عدالت برقرار باشد یا ظلم. چنین تفکری جامعه را ساقط می کند و خداوند در آیات 26 و 27 سوره حدید این مطلب را بیان فرموده است.
انسان وقتی در ورطه دنیاخواهی و افزون طلبی بیفتد کارش به جایی می رسد که حتی با آینده فرزندانش هم معامله می کند و آنقدر سقوط می کند که هیچ جانوری به آن نقطه نمی رسد.
وضعیت امروز جامعه به گونه ای نیست که خیال کنید هرکسی ظاهر مؤمن دارد کارهایش مرتب است. فردی که ایمان بر زندگی اش حاکم نباشد، یک روز خود را در جریان دین مدار تعریف می کند و روز دیگر در جریان مقابل.
در جریان کربلا اکثر افرادی که در سپاه یزید حضور داشتند از بنی امیه متنفر بودند اما منافع شان اقتضا کرده بود که مقابل سیدالشهدا بایستند و در بین آن ها افرادی وجود داشت که روزی طرفدار امام حسین(ع) بودند اما این طرفداری خالصانه نبود و تا جایی پیش رفتند که دختر 3 ساله را روی بدن پدرش کتک زدند.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی