۱۳۹۶ پنجشنبه ۲۳ آذر

تفسیر آیه آخر سوره بینه

چهارشنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۲، ۰۱:۱۲ ب.ظ

تصور انسان از بهشت بسیار متفاوت از واقعیت بهشت است.

وقتی بنده وارد بهشت می شود آنچه که درآنجا می بیند فوق تصور اوست از بهشت، همانطور که بچه داخل رحم تصورش از فضای بیرون بسیار متفاوت است از آنچه در آن بوده وتصورش را داشته.

ادامه ی تفسیر آخرین آیه ی سوره ی بینه، مهدیه مشهد


دریافت

آیت الله علم الهدی در ادامه تفسیر سوره ی بینه به تکمیل تفسیر آیه آخر پرداخته و افزود: "رضوا عنه" در این آیه بعد از "رضی الله عنهم" آمده وبه معنی اینست که درمقابل رضایت خدا از بنده بنده بهشتی هم از خدا راضی است و این سرنوشت خیر البریه است. نکته قابل توجه در این آیه آوردن "رضی الله عنهم" قبل "رضوا عنه" است که دلالت بر این دارد که رضایت بهشتیان در بهشت از خدا با رضایتشان در دنیا متفاوت است و رضایت اهل بهشت از خدا بعد رضایت خدا از آنها حاصل می شود.

ایشان در ادامه تاکید کردند: در دنیا بنده بهشتی فقط خدا را می خواسته و هیچ چیزی برای او اهمیت نداشته، نه پول، نه مقام و نه... پس زمانی که وارد بهشت می شود مدهوش نعمات الهی شده و می گوید بالاتر از این نعمت هم نعمتی هست؟ خطاب می آید یک درجه بالاترش ببرند و بنده میبیند آنچه در اول دیده در مقابل این چیزی نیست، باز می گویند بیاید بالاتر و تا هفت درجه بنده را بالاتر می برند هر درجه با ارزش تر از درجه قبل که آنچه می بیند نسبت به قبل بسیار با ارزش تر و در آخر می گویند همه نعمات را دیدی؟ حال می خواهیم به تو چیزی بدهیم که از آن بالاتر نیست. خطاب می آید بنده من من از تو راضیم و بفرموده امام بنده آنقدر خوشحال می شود که اگر در بهشت مرگ بود از شدت شادی روح از تنش جدا می شد، لذا "رضی الله عنهم و رضوا عنه" آمده چون رضایت خدا باعث این خوشنودی بهشتی است.

آیت الله علم الهدی در ادامه به تفسیر قسمت آخر آیه یعنی "ذلک لمن خشی ربه" پرداخت و بیان کرد: سرنوشت این خیر البریه بهشت با نهر های جاری در زیر باغستان ها، همراه با رضایت خدا ست و به این مراتب می رسد  اما همه اینها برای کسی است  که از خدا بترسد، در دو آیه از قرآن بهشت را برای کسی دانسته که از خدا بترسد. سوره نازعات آیه 40 و سوره الرحمن آیه 46 که هردو اشاره به این موضوع دارد اما مگر خدا ترسیدنی است؟ ما باید بترسیم تا بهشت نسیب ما شود؟ و آیا به کسی که از او می ترسیم می شود دلبسته شد؟ آدم با خدا مانند فرد پدر دار است، اگر حرفی را پدر به انسان می گوید برای خود فرد است وبه پدرش چیزی نمی رسد، خدا هرچه می گوید همه باید ها و نباید ها به نفع بنده است و نتیجه اش این است که انسان به نقطه ای رسد که "جنات عدن تجری من تحت الانهار..." وبرعکس اگر به حرف خدا گوش نداد " فی نار جهنم خالدین فیها" این خدا آیا ترس دارد؟ این ترس از مقام خداست که به تفسیر علامه طباطبایی این مقام دو معنا دارد، یکی مقام به معنی قیام که خدا ناظر تمام اعمال و کردار وجود ماست واز این مقام می ترسیم. و دیگر عظمت و جلال و بزرگی خدا را بمفهوم مقام میداند که بنده نسبت به این مقام و عظمت خوف دارد. خدا ترسیدنی نیست بلکه مقامش خوف دارد اما  در این جا "ذلک لمن خشیه ربه" که این خشیه نوع خاصی از خوف است.

   

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی