آیت الله علم الهدی:

انقلاب امام باقر علیه السلام، انقلاب فرهنگی بود / امامت یعنی رهبری سیاسی آمیخته با رهبری مرامی

title وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِیتَاءَ الزَّکَاةِ ۖ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ 

به گزارش Alamolhoda.com ، آیت الله علم الهدی در روز شهادت امام محمد باقر علیه السلام ضمن عرض تسلیت مطرح نمود: وجود مقدس امام محمد باقر علیه السلام وصیت فرمودند دوستان و شیعیانشون هر ساله ، عزای آن حضرت را در سرزمین منا اقامه کنند . ما که از حضور در سرزمین منا محروم هستیم اما امام رضا علیه‌السلام این توفیق را عنایت فرموده است تا در سرزمین امام هشتم علیه‌السلام بر روی فرش علی بن موسی الرضا عزای امام باقر علیه السلام را اقامه کنیم و برق اشک خودمان را در عزای امام باقر علیه السلام به مهین فرزندش ، امام رضا علیه‌السلام نشان بدهیم .منتهی اشک بر امام باقر علیه السلام بعد از معرفت شناسی امام است. شما در زیارت امام علیه السلام شرط را " عارفا بحقه" می خوانید ، یعنی کسی که می خواهد امام را زیارت کند با عرفان به حق امام باشد و کسی که می خواهد اشکش در جریان مظلومیت امام جاری شود بایستی عارفا بحقه برای مظلومیت امام گریه کند . این نکته برای همه ی شیعیان قابل تامل است .  ایشان در ادامه افزود : عرصه زندگانی امام باقر علیه السلام در یک نقطه عطف تاریخ و در یک موقعیت حساسی بود که حکومت بنی امیه رو به ضعف گذاشته بود و در مقام اضمحلال بود . اگر امام علیه السلام قیام مسلحانه ای بر علیه حکومت می کردند در اون صورت خلافت و قدرت در خط امامت قرار می گرفت اما امام علیه السلام این کار را انجام ندادند . 

انقلاب امام باقر علیه السلام ، انقلاب فرهنگی بود . 

  عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به موقعیت حساس امام باقر علیه السلام در آن عصر اظهار داشت : انقلاب امام باقر علیه السلام در آن موقعیت خاص ، انقلاب فرهنگی بود . علت اینکه انقلاب امام باقر علیه السلام انقلاب فرهنگی بود و انقلاب سیاسی انجام نداده بودند این بود که مردم دچار انحراف فکری در سیاست شده بودند .  اگر آن روز امام علیه السلام به جای انقلاب فکری ، انقلاب سیاسی انجام می دادند شاید نتیجه ای نمی داشت و چه بسا مردم با فتنه ها و دسیسه ها فریب می خوردند و یک جریان قدار نابه کاری که نظیرش بنی عباس بود بر مردم مسلط می شد اما اگر مردم شناخت و معرفتشون نسبت به اندیشه سیاسی اسلام کامل می شد و بعد از تکمیل این حرکت انقلابی صورت می گرفت ، قدرت در خط امامت واقع می شد . 

وی ادامه داد : وقتی پیامبر اکرم به رسالت مبعوث شدند رهبری پیغمبر،  یک رهبری دوگانه بود . هم رهبری مرامی داشتند و هم رهبری سیاسی . پیامبر هم جامعه را اداره می کردند و رهبر سیاسی و اجتماعی بودند و هم مردم پیامبر را به عنوان فرستاده خدا قبول کردند و سعی می‌کردند از دستورات پیغمبر اکرم به عنوان وحی آسمانی مردم اطاعت کنند . از آن به بعد این مسئله قطعی شد که رهبری اسلام یک رهبری مرامی و سیاسی است . رهبری سیاسی باید به دست کسی باشد که رهبری مرامی را هم او دارد اداره می کند . تفکیک بین رهبری مرامی و رهبری سیاسی نباید صورت بگیرد. منتهی بعد از رحلت پیامبر اکرم این خط منحرف شد و قدرت طلب ها برای اینکه خودشان به قدرت برسند و بر سرنوشت امت حکومت کنند ، بزرگترین ضربه ای که زدن این بود که این اصل مسلم اسلام را از بین بردند ، رهبری مرامی را از رهبری سیاسی جدا کردند. اینگونه فتنه کردند که با رحلت پیامبر جریان وحی منقطع شد و رهبری مرامی از بین رفت ورهبری سیاسی را هم مردم خودشان انتخاب کنند که با همین ترفند بنی امیه بر مردم مسلط شدند و بعد از آن هم بنی عباس که به مراتب بدترو ناپاک تر بودند ، سرنوشت امت را با قدرت و زور شمشیر به دست گرفتند . آن چیزی که مهم بود این بود که مردم باید بپذیرند که رهبری مرامی و رهبری سیاسی باید باهم آمیخته باشند . 

آیت الله علم الهدی با اشاره به کج فهمی مردم آن زمان در مورد رهبری مرامی و رهبری سیاسی خاطر نشان کرد : درست است که با رحلت پیامبر وحی منقطع شد اما علم به قرآن ، شناخت تفسیر قرآن، قدرت تربیت بشر و نیروی آموزشی انسان ها درخط عبودیت و بندگی ذات خدا ، رهبر لازم دارد. این رهبری سیاسی و مرامی را پیامبر به طور آمیخته درغدیر خم معرفی کردند منتهی مردم رهبری مرامی را زیر پا گذاشتند و در رهبری سیاسی هم امیال شخصی و با سرنیزه و زور و شمشیرحرف اول را زد و درنتیجه رهبری اسلام از خط اسلام منحرف شد . مسئله را هم حکومت های قلدر برای مردم نادرست جلوه دادند و گفتند : هدف از اسلام ، تشکیل یک امپراطوری در مقابل امپراطوری ایران و روم بود به نام امپراطوری عرب و پیامبر می خواست این حکومت خودش را معرفی کند. در حقیقت می گفتند اسلام تز قدرت بود و اسلام اصلا دین نبود. اسلام آیین انسان سازی و پرورش اخلاق در بین مردم آن زمان نبودبلکه آن را تز قدرت می دانستند و قدرت هر جایی است شمشیر و زور است و لذا هر قلدری که آمد بر سرنوشت امت اسلام مسلط شد.


امام جمعه مشهد مقدس با بیان اینکه وجود مقدس امام محمد باقر علیه السلام باید با یک انقلاب فرهنگی مسئله رهبری امت را باز می گرداند گفت: رهبری امت اسلام آمیخته ای از رهبری مرامی و رهبری سیاسی است و اگر اداره کشور به دست امام قرار نگیرد برمردم زور حاکم می شود و سرنوشت مردم ملعبه و استخدام خوش گذرانی ها ودزدی های یک عده نا به کار در می آید ، این نتیجه جداسازی رهبری مرامی از رهبری سیاسی است . این واقعیت را امام پنجم علیه السلام در دل و عقل مردم جا دادند تا نظر مردم در مورد خط فکری اسلام عوض بشود لذا حضرت انقلاب فرهنگی انجام دادند تا بگویند رهبری سیاسی باید آمیخته با رهبری مرامی باشد .

ایشان ادامه داد: تشکیلات شیعه به وجود آمد ، تشیع جعفری از زمان امام باقر علیه السلام به وجود آمد و در پی چهل سال بعد از واقعه عاشورا که امام سجاد علیه السلام آن را بیان کردند، وجود مقدس امام باقرعلیه السلام هم این خط را ادامه دادند و به عنوان یک انقلاب فرهنگی از ضعف بنی امیه استفاده کردند و شاگردانی را پرورش دادند و فضای آموزش باز شد . مردم با استفاده از مقام امامت و ولایت امام باقر علیه السلام توانستند به جریان امامت آشنا بشوند و یک تز اعتراضی در مقابل حکومت های غاصب به عنوان یک شیعه معتقد به امامت که رهبری امام را عین رهبری پیغمبر می دانست ، این ایده و فکر در مسلمانان به وجود آمد. ابتدای امامت امام محمد باقر علیه السلام راوی خدمت امام رسید و وضعیت کوفه را برای ایشان شرح داد که گفته بود ما در این شهر بیشتراز بیست نفر شیعه نداریم ، چه کنیم ؟که دراواسط امام باقر علیه السلام نه تنها کوفه و عراق بلکه فارس و خراسان مملو از شیعه شد و سرزمین خراسان در اواسط امام پنجم علیه السلام مرکز تشیع قرار گرفت . آن چیزی که باعث شد دستگاه بنی امیه برچیده بشود ، مسئله ی شیعیان خراسان بودند که این ها در این سرزمین دلداده امام پنجم علیه السلام شده بودند .

وی با اشاره به قیام زید بن علی که مورد تایید امام باقر علیه السلام بود خاطر نشان کرد : وقتی که زید بن علی برادر امام باقر علیه السلام قیام کرده بود که در سرزمین خراسان خودش و فرزندش به شهادت رسیدند ، مسئله تشیع و تعالیم امام باقر علیه السلام را گسترش داده بود حتی بنی عباسی با قدرت شیعیان خراسان بر قدرت مسلط شدند. ابومسلم خراسانی ملعون یک عنصر ناپاکی بود که در این سرزمین با استفاده از عشق مردم به اهل بیت علیهم السلام ، مردم را گول زد و لشکری ایجاد کرد به نام حمایت کنندگان از اهل بیت علیهم السلام که در سایه این لشکر ، بنی عباس را روی کار آورند که جریانی ناپاک تر از بنی امیه بود . آن روزی که جناب زید قیام کرد و مسئله ی پیروی از امامت را در میان مردم این سرزمین بیان کرد مورد تایید امام باقر علیه السلام بود که فرمودند : برادرم زید مردم را به خودش دعوت نمی کرد بلکه مردم را به پیروی از آل پیغمبر دعوت می کرد به عکس دستگاه بنی عباس که آمدند یک عنصر ناپاکی را مثل ابومسلم خراسانی ملعون انتخاب کردند و او را وادار کردند تا از اعتقادات مردم نسبت به اهل بیت سو استفاده کند و قدرت را در چنگ بنی عباس قرار دهد ، بنی عباسی که به مراتب جنایاتش نسبت به اهل بیت علیهم السلام بیشتر از بنی امیه بود .

اگر رهبری مرامی و رهبری سیاسی آمیخته نشود نتیجه اش واقعه عاشوراست

نماینده ولی فقیه ادامه داد: عزیزان آن چیزی که باعث شد که امام باقر علیه السلام انقلاب فرهنگی را انجام دادند و وقتی در عرصه سیاسی حاضر شدند و بهره برداری از این انقلاب در اختیار یک جریان نا به کارانه قرار گرفت عاملش یک چیز بود ، آن هم این بود که مردم اصل مطلب را متوجه نشده بودند و فکر کردند فقط باید اهل بیت پیغمبر را کمک کنند بلکه آن چیزی که اصل هست فقط اهل بیت پیغمبر نیست ، یک اصل سیاسی و اعتقادی که رهبری مرامی با رهبری سیاسی باید آمیخته باشد . اگر مردم به این اصل رسیده بودند شاید بنی عباس جانشین بنی امیه در قدرت وظلم نمی شدند .

ایشان با ضمن اشاره به اینکه اگر رهبری مرامی و رهبری سیاسی آمیخته نشود نتیجه اش واقعه عاشوراست گفت : برادران و خواهران این نکته را توجه داشته باشید که اگر بنا شد ما به اصول اسلام و تفکرش آشنا نباشیم و تنها بر پایه احساسات قدمی برداریم ، بهره و نتیجه ی این اقدام ما را دشمنان می برند و یک جریان جنایکارانه سیاسی می آید و بر سرنوشت شما مسلط می شود و سرنوشت شما را ملبعه امیال انسانی خودش قرار می دهد.آن چیزی که پیامبر وقتی مبعوث شدند انجام دادند این بود که امت تاسیس کردند و آن را رهبری می کردند و در عین حال مردم را هم بر اساس وحی خدا تربیت می کردند خب اگر بنا شود این روش در جامعه ما انجام نشود و ما رهبری مرامی را کنار بگذاریم ، ظلم بر جامعه ما حاکم می شود . در طول این 40 سال به این مطلب نگاه کنید که هر زمانی قدرت اجرایی و قدرت قوه قضاییه در زیر پوشش رهبری قرار گرفت و توصیه های ایشان را عملی کردند ، مشکلات مردم حل شد . اما هر باری که جریانی را مردم بدون آگاهی انتخاب کردند نیتجه اش تنگی معیشت و سختی بر خودشان بود یعنی شما مردم مخصوصا شما جوانان به این توجه داشته باشید که این اساس از جانب پیامبراست یعنی باید رهبری مرامی با رهبری سیاسی آمیخته باشد . 

  ایشان با بیان اینکه که اگر رهبری سیاسی با رهبری مرامی آمیخته نشود نتیجه ای ناگوار دارد خاطر نشان کرد : اگر اینگونه نشود میشود همانند امام جعفر صادق که 14 سال در زندان بودند و رهبر سیاسی مردم یک قلدر ناپاک بود که ظلم را زیاد کند و مردم هم در بدبختی بسیاری زندگی کنند . این انفکاک رهبری مرامی از رهبری سیاسی است . الان هم ما مشکلمان با بعضی از جریان های سیاسی همین مسئله می باشد ، جریان فکری . یک عده به عنوان سکولار رهبری سیاسی را از رهبری مرامی جدا می دانند و می گویند دین از سیاست جداست و دین فقط برای آخرت است و به دنیا کاری ندارد . حالا در این دنیای جدای از دین هر کار نا به هنجاری که می خواهی انجام بده و هر کسی قدرت و زور بیشتری داشت ، قدرت از آن اوست . آدمی که می خواهد با تزویرقدرت را به دست بگیرد وقتی به قدرت برسد دیگر کسی را جز خودش نمی بیند و دنبال مستضعفان جامعه نیست تا ببیند مردم چه مشکلاتی دارند ، بلکه به دنبال قدرت طلبی خودش می باشد . اگر جامعه ما اسلامی است و ما مسلمان هستیم باید رهبری مرامی و رهبری سیاسی جامعه باهم آمیخته باشد . مدیریت جامعه ما باید دست کسی باشد که حلال و حرام را از فتوای او تشخیص می دهید . 

  اگر بنا شد مدیریت جامعه دست کسی باشد و حلال و حرامی آن به دست فرد دیگری ، این جامعه تباه می شود 

عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان این نکته اظهار داشت : این خلاف مبنای پیامبر اکرم است . امام باقر علیه السلام علت اینکه دست به انقلاب فرهنگی زدند برای این بود که این واقعیت را برای مردم روشن کنند و این واقعیت برای مردم مهم شود و وقتی مردم در این اعتقاد پیشرفتی نکردند نتیجه اش این بود که جریان ناپاک بنی عباس بر آنان حکومت کرد و لذا دشمن درصدد براندازی امام پنجم علیه السلام بود . دشمن می خواست مسئله آمیختگی رهبری سیاسی و مرامی را از ذهن مردم بیرون کند . با فتنه های مختلف سعی در انجام این کار داشتند . مکتب امام باقر علیه السلام دولت بنی امیه را مستاصل کرده بود و حشام دستور داد که امام باقر علیه السلام و فرزندانشان را از مدینه به شام بیاورند . شام پایتخت حکومت اموی بود و وقتی ماموران حکومتی امام را از مدینه به شام آورند حشام به میدان تیر رفته بود . حشام می خواست ثابت کند امام باقر علیه السلام علم قرآن و انسان سازی دارد اما علم سیاست و حکومت را نمی دانند . 

تنها کسی که می تواند رهبرسیاسی مردم باشد که رهبرمرامی مردم هم باشد 

  آیت الله علم الهدی در پایان مطرح کرد : حشام دستور داد امام باقرعلیه السلام را در لحظه ی ورود به میدان تیر ببرند . امام وقتی وارد میدان تیر شدند که حشام به ظاهر با استقبال ایشان آمد و گفت تا در مسابقه تیراندازی شرکت کنند . حشام می خواست ثابت کند این آقایی که مکتبش در مدینه بسیار قابل توجه است ، فقط یک عالم و فقیه است و به درد اداره حکومت نمی خورد، دلیلش این است که تیراندازی را که لازمه حکومت است را امام نمی داند .اول امام ممانعت کردند اما با اصرار حشام حضرت تیر و کمان را از دست حشام گرفتنند و تیر اول را که زدند مستقیم به نقطه ی هدف اصابت کرد . هیچ کدام از افرادی که از ابتدای صبح در مسابقه شرکت کرده بودند نتوانستند این گونه تیراندازی کنند . وقتی تیر دوم را انداختند ، تیر دوم در پشت چوبه تیر اول قرار گرفت و او را شکافت و تیر سوم هم به همین گونه انجام شد . حضرت رو به حشام کردند و گفتند اگر هزار تیر هم به من بدهی همین گونه بر نقطه هدف قرار می دهم . حشام به سرعت تیر و کمان را ازامام باقر علیه السلام گرفت زیرا بر خلاف انتظارش امام عمل کرده بودند. 

ایشان در ادامه افزود : شام یک صومعه ای داشت که یک راهبر که نزدیک 500 سال عمر داشت در آنجا بود و شاگرد یکی از حوارین عیسی بن مریم بود . سالی یه بار میسحیان به دیدار او می آمدند تا فقط چهره او را ببینند .در همان زمانی که امام در شام بودند به این مراسم برخورد کردند وامام باقر علیه السلام با یک پیشانی بند زرد رنگی در بین آن جمع حاضر شدند ، وقتی چشم آن راهب به امام افتاد به نزدیکانش گفت من در صورت او سیمای انبیا را می بینم و تا وقتی چنین فردی در میان شما هست نیازی به حضور من نیست ، مرا به کلیسا ببرید . حشام وقتی این وضعیت را مشاهده کرد دستور داد تا امام باقر و امام صادق علیهم السلام را به مدینه باز گردانند . و لذا دید با هیچ توطئه ای نمی تواند این نور را کمرنگ کند به همین خاطر درصدد به شهادت رساندن امام بر آمد تا با کشتن امام باقر علیه السلام حکومت خودش را حفظ کند .لذا زهری را در زین اسب امام قرار داد و ایشان را بر روی استری گذاشتند و به مدینه فرستاد . به والی مدینه دستور داد تا امام را بر این اسب سوار کند و والی مدینه هم به امام گفت این هدیه ای از جانب خلیفه می باشد ، به من دستور دادند این هدیه را در حضور جمع به امام باقر علیه السلام بدهم . امام را به میدان آوردند و گفتند تا سوار بر اسب شوید و در میدان دوری بزنید . امام فرمودند اگر بخواهم می توانم بگویم چرم زیر این استر از پوست چه گاوی درست شده است . در این زین چه چیزی به کار رفته است و من می دانم این توطئه است . والی مدینه دستور داد تا با زور امام را سوار بر اسب کنند اما همین که امام یک دور با اسب دور میدان زدند ، پاهای نازنین امام باقر علیه السلام ورم کرد و زهر و سم کشنده در بدن امام باقر علیه السلام اثر گذاشت . آقا دیگر نمی توانستند با پای خودشان از زین استر پیاده شوند و غلامان با زحمت امام را به خانه بردند . زهر جفا بر بدن نازنین امام باقر علیه السلام اثر گذاشته است که این ظلم را از دوران کودکی امام شاهد بودند زیرا ایشان از اسرای کربلا بودند . برادران و خواهران یک طفل 4 ساله هر اتفاق ناگواری را که ببیند در ذهن ثبت می کند ، ایشان هم بازوی عمه شان زینب کبری بودند و صدای شیون عمه شان زینب را شنیدند. این مصیبت در همه ی عمر در مقابل چشم امام متصور بود و وقتی زهر جفا بر بدنشان تاثیر گذاشت و می دانستند این ادامه همان ظلم ها به جد بزرگوارشان است .

1400/04/27
17:00

افزودن دیدگاه جدید


سایتامام
آخرین اخبار


تصاویر

بازدید آیت الله علم‌الهدی از مرکز درمان سرپایی کرونا قرارگاه شهید سلیمانی، جنب حسینیه امام خمینی(ره)

اجرای طرح‌های حمایتی دینی و اجتماعی، قابل تقدیر است

توجه کنید در اجرای مدیریت‌ها، به مردم فشار وارد نشود

پاسخ به شایعات




کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به آیت الله علم الهدی می باشد.