آیت الله علم الهدی:

«سرکوب»، «فتنه» و «اختناق»، سه دوره دشمنی با ائمه (علیهم‌السلام)

title

به گزارش Alamolhoda.com، آیت‌الله علم‌الهدی در خطبه اول نمازجمعه 23 مهرماه مشهد مقدس در حرم امام رضا (علیه‌السلام)، با بیان این‌که قبل از خطبه نکته‌ای را تذکر بدهم، اظهار کرد: خطبه نمازجمعه جای دو رکعت نماز هست یعنی عنوان خطبه، عنوان نماز هست، هم منی که دارم خطبه می‌خوانم، نماز می‌خوانم و هم شمایی که دارید گوش می‌دهید در حال خواندن نماز هستید و متأسفانه برخی برادران و خواهران خیال می‌کنند خطبه سخنرانی هست، وسط خطبه شروع می‌کنند نماز خواندن؛ این نماز خواندن شما مثل نماز خواندن وسط نماز ظهر است، آیا وسط نماز ظهر حاضرید نماز دیگر بخوانید؟ هم نماز اشکال پیدا می‌کند و هم جریان خطبه نماز که جای یک رکعت نماز است، به این نکته و مسئله توجه داشته باشند که نمی‌شود در حال خطبه نماز بخوانند.

ایشان با اشاره به موضوع مورد بحث در خطبه‌های اول نمازجمعه، ادامه داد: در خطبه‌های اول بحث ما تقوای عملی بود که در خصوص تعامل و رفتار با همسایه در تحقق تقوای عملی هفته‌های قبل مطالبی را عرض کردیم اما این هفته مصادف است با شهادت جانگداز امام یازدهم، امام عسکری (علیه‌السلام) میوه دل امام هشتم (علیه‌السلام) که استثناء این یک هفته خطبه اول را در تحلیل سیره و زندگی امام عسکری (علیه‌السلام) و شهادت آن حضرت بحث می‌کنیم.

زندگی ائمه همچون انسان 250 ساله است

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کرد: مقام معظم رهبری در یکی از سخنرانی‌های مفصل یا در یکی از نوشتارهای فوق‌العاده ارزشمند خودشان، نکته‌ای را تذکر داده‌اند و آن این که وجود مقدس ائمه معصومین (علیهم‌السلام) بعد از رحلت پیغمبر (صلوات‌الله علیه) در سیره‌های مختلف و در شرایط گوناگون زندگی، موقعیت یک «انسان 250 ساله» را دارند.

ایشان افزود: انسان در دوران زندگانی خود در یک عمر 70، 80 ساله، فراز و نشیب‌هایی را می‌گذراند، دوره‌های مختلفی را سپری می‌کند و هر دوره‌ای با شرایطی از زندگی و وضعیت خاصی روبرو هست، رهبری در این فرمایششان در مقام تحلیل این واقعیت هستند که ائمه معصومین (علیهم‌السلام) از وجود اقدس مولا امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) تا امام عسکری (علیه‌السلام)، به‌صورت یک انسان 250 ساله زندگی کردند؛ دوره‌های مختلفی که در سیره و زندگی ائمه بوده، دقیقأ دوره‌های گذران عمر یک انسان از نظر موقعیت‌های اجتماعی و سیاسی است.

دوران چهارگانه امامت ائمه پس از رحلت پیامبر اکرم

آیت‌الله علم‌الهدی با بیان این‌که رهبری دو تقسیم در مسئله سیره اهل بیت (علیهم‌السلام) دارند، تصریح کرد: یک تقسیم مربوط به برخوردهای سیاسی ائمه معصومین است که این زندگی انسان 250 ساله را به چهار تقسیم می‌کنند؛ دوره اول بعد از رحلت پیغمبر، «دوره سکوت» است، دوره‌ای که مولا علی (علیه‌السلام) در دوران خلفای سه‌گانه سپری کردند؛ دوره دوم، «دوره اقتدار آمیخته با مظلومیت» که دوره حکومت ظاهری امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و بخشی نیز حکومت امام مجتبی (علیه‌السلام) بوده است.

ایشان اضافه کرد: دوره سوم که در واقع متعلق به زندگی امام حسن و امام حسین (علیهم‌السلام) و سیره سیاسی ایشان هست، دوره «تلاش برای سازندگی انسان‌ها در مقتع کوتاه مدت» بوده که مقدمات قیام و نهضت را وجود مقدس امام مجتبی (علیه‌السلام) فراهم کردند و انقلاب کربلا با ایثارگری‌ها و فداکاری‌های بی‌مثل و مانند به‌صورت یک انقلاب درآمد و این یک سازندگی کوتاه بود که در تمام زندگانی امت تا به امروز اثر گذاشته است.

عضو مجلس خبرگان رهبری، دوره چهارم از امامت امام سجاد (علیه‌السلام) تا امام عسکری (علیه‌السلام) را دوره «تلاش سازنده بلند مدت» بیان کرد و گفت: بر حسب آنچه در انقلاب کربلا صورت گرفت، ائمه ما از وجود مقدس امام سجاد (علیه‌السلام) تا امام عسکری (علیه‌السلام)، تمام این مدت را در تلاش سازنده بلند مدت سپری کردند، انسان‌ها و جوامع اسلامی را در نتایج انقلاب کربلا در خط آن قیام و نهضت بسازند که در مقابل ظلم و ستم، در مقابل استکبار و هر جریان ضد خدایی و ضد دینی، مردم باید موضع مقابله و مبارزه داشته باشند.

«سرکوب»، «فتنه» و «اختناق»، سه دوره دشمنی با ائمه

ایشان با بیان این‌که دشمن در دوره چهارم، سه دوره «سرکوب»، «فتنه» و «اختناق» داشت، اظهار کرد: بنای حکام بنی‌امیه بر سرکوب ائمه بود، هم در زمان امام سجاد (علیه‌السلام)، هم زمان امام باقر (علیه‌السلام) و هم بخشی از دوران امام صادق (علیه‌السلام) و در دوران بنی‌عباس که بعد از بنی‌امیه آمدند، همان جریان سرکوب را پیگیری کردند یعنی آنچه منصور دوانیقی ملعون و هارون انجام دادند، جریان سرکوب بود.

آیت‌الله علم‌الهدی ادامه داد: بعد از این جریان، جریان فتنه پیش آمد که در زمان امام هشتم (علیه‌السلام) و مأمون ملعون صورت گرفت، او به فتنه متوسل شد و امام هشتم (علیه‌السلام) در خط مقابله و مبارزه با فتنه مأمون، کاری کردند که امیرالؤمنین (علیه‌السلام) در مبارزه با الحاد و شرک در زمان پیغمبر اکرم (صلوات‌الله علیه) انجام دادند.

ایشان خاطرنشان کرد: در زیارت ناحیه امام هشتم این جمله را می‌خوانید «سلام بر آن آقایی که وساده جدش امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) برای او انداخته شد، همان سرکوب و همان موضع نابودسازی و براندازی که مولا در جنگ‌ها و نبردها نسبت به شرک و کفر در پیش گرفت، وجود مقدس امام هشتم (علیه‌السلام) در مقابله با فتنه آنچنان مبارزه کرد که مثل مبارزات جدش امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بود» لذا بعد از جریان زندگی امام رضا (علیه‌السلام) و مقابله‌ای که ایشان با فتنه انجام دادند، جریان امامت و ولایت در همه امت فراگیر شد، نقشه حکام بعد از مأمون، اختناق و خفقان بود و دوره بعد از امام رضا (علیه‌السلام) دوره اختناق و خفقان آغاز شد.

آغاز دوران خفقان بعد از شهادت امام رضا (علیه‌السلام)

امام جمعه مشهد مقدس با بیان این‌که بعد از شهادت امام رضا (علیه‌السلام) برای جلوگیری از توسعه ولایت و امامت، دست به ایجاد اختناق و خفقان زدند، تصریح کرد: دیدند به هیچ وسیله نمی‌توانند با امامت مقابله کنند و جلوی توسعه و نشر ولایت و امامت اهل بیت را بگیرند، اختناق و خفقان ایجاد کردند، امام را در محدوده‌ای جدای از مردم و دور از دسترس مردم نگه دارند تا دست مردم به امام نرسد اما در این مسئله نیز ناموفق بودند حتی وقتی امام هادی (علیه‌السلام) و عسکری (علیه‌السلام) را از مدینه به سامرا منتقل کردند.

ایشان افزود: سامرا یک اردوگاه نظامی بود، امام را در وسط اردوگاه نظامی نگه داشتند به خیال این که دست مردم به امام نمی‌رسد و ارتباط مردم با جریان امامت و ولایت منقطع است ولی عنایات و کرامات امام هادی و امام عسکری (علیه‌السلام) جوری بود که همان جریان‌های نظامی و عواملی که قدرت و لشکر بنی‌عباس بودند، در استخدام مقام امامت درآمدند و به بزرگ‌ترین وسیله ارتباطی جهان و امت اسلام تبدیل شدند.

تشکیلات‌سازی امامت با جریان نظامی دشمن

آیت‌الله علم‌الهدی با بیان این‌که مسئله تشکیلات‌سازی شیعه به وسیله امام هادی و امام عسکری (علیه‌السلام) به‌وسیله همین عوامل نظامی و مأمورین خلفای بنی‌عباس صورت می‌گرفت و جریان ارتباطی مقام امامت را با مردم تنظیم می‌کردند، خاطرنشان کرد: جریان تشکیلات‌سازی شیعه که برای روز غیبت معصوم برنامه‌ریزی می‌شد، به وسیله امام عسکری (علیه‌السلام) در شکل مسئله باب و نایب تنظیم شد، در هر نقطه‌ای یک نفر که در جریان ارتباطی بود، به‌عنوان باب امام به نایب امام وصل می‌شد و از طریق نایب، باب‌ها به امام وصل می‌شدند و آموزه‌ها و ارشادهای امام در میان مردم پخش می‌شد، این زمینه‌ای برای روز غیبت امام معصوم بود.

ایشان بیان کرد: خفقان در دوره امام عسکری (علیه‌السلام) خیلی شدیدتر صورت گرفت به این دلیل که این‌ها نسبت به امام عسکری دو وحشت داشتند، یک وحشت مسئله «توسعه امامت و ولایت» امام عسکری و ارتباط ایشان با مردم و مسئله دوم، پیدایش وجود مقدس امام زمان (علیه‌السلام) به‌عنوان برهم زننده تمام حکومت‌های طاغوتی و جائر در روی کره زمین و تشکیل حکومت واحد جهانی اسلام در سرتاسر کره خاک، آنان از این وحشت داشتند که می‌دانستند بعد از امام عسکری (علیه‌السلام)، امام زمان متولد می‌شوند و باید جلوی متولد شدن یا زنده ماندن ایشان را بگیرند.

اعمال شدیدترین محدودیت‌ها بر امام عسکری (علیه‌السلام)

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی با بیان این‌که تنها به این‌که امام در یک اردوگاه نظامی و یا محاصره خانگی باشند، بسنده نکرده و ایشان را در حبس‌ها و زندان‌های خیلی شدید نگه می‌داشتند، اظهار کرد: مستعین خلیه آن دوران بنی‌عباس بود، مأموری داشت به نام «علی بن نارمش» مردی است که به‌عنوان یک ناصبی خیلی سرسخت، دشمن امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) است، او در ناصبی‌ها، در عداوت و دشمنی با اهل بیت کم‌نظیر بود، مستعین دستور داد امام را در زندان علی بن نارمش زندانی کنند و امام را به او بسپارند؛ مرد ناصبی که دشمن اهل بیت (علیه‌السلام) است و در این عداوت انگیزه دارد، وقتی بنا شد امام تسلیم او باشد، یعنی ایشان به تمام معنا در محدودیت قرار دارند.

ایشان افزود: مأموران علی بن نارمش ریختند به خانه امام عسکری (علیه‌السلام) و ایشان را به زندان او منتقل کردند، چشم او که به امام افتاد، بی‌اختیار شروع کرد به گریه کردن، خودش را انداخت به زمین و صورت خود را زیر پای امام عسکری (علیه‌السلام) قرار داد و اصرار کرد حضرت با کفششان روی صورت او قدم بگذارند؛ با یک دیدن شیفته آقا شد آن هم چه نوع شیفتگی که شیعه نداشت؛ به مستعین خبر دادند علی بن نارمش شیعه امام عسکری (علیه‌السلام) شده، او وسیله ارتباط امام عسکری با بیرون زندان است و همه امکانات رفاهی را داخل زندان برای امام عسکری (علیه‌السلام) فراهم کرده است.

آیت‌الله علم‌الهدی اضافه کرد: مستعین محرم اسراری داشت، فکر کرد کاری کند برای همیشه از امام عسکری (علیه‌السلام) خلاص شود، سعید حاجب را طلبید و گفت تو مأموریت داری به‌عنوان انتقال امام عسکری (علیه‌السلام) از زندان سامرا به زندان کوفه، امام را به طرف کوفه ببری و در بین راه با یک سم کشنده حسن بن علی را از بین ببری و نابود کنی و مأموریت کشتن امام عسکری (علیه‌السلام) در بین راه کوفه را به سعید حاجب داد.

طرح‌ریزی شهادت امام عسکری (علیه‌السلام)

ایشان بیان کرد: یکی از شیعیان از دربار مستعین قصه را با خبر شد، وحشت زده شیعیان را جمع کرد و گفت می‌خواهند حضرت را بکشند، به حضرت پیغام داد که آقا به هر قیمتی از رفتن به کوفه تمرد کنید، چنین توطئه‌ای را در دست دارند، حضرت برایش پیغام دادند «مستعین سه روز دیگر بیشتر زنده نیست».

عضو مجلس خبرگان رهبری به برنامه مأموران بنی‌عباس برای به شهادت رساندن امام عسکری (علیه‌السلام) اشاره و اظهار کرد: مأورانی را برای به شهادت رساندن حضرت فرستادند، بعد از خوراندن سم به امام عسکری (علیه‌السلام) توسط مأموران، برای این که بتوانند امام زمان (علیه‌السلام) را از بین ببرند، عده‌ای سرباز در اطراف منزل حضرت گماشتند و دستور دادند هر بچه‌ای اطراف بستر امام عسکری (علیه‌السلام) آمد، او را دستگیر کنند، عده‌ای طبیب نیز اطراف بستر امام گماشته شدند که بگویند برای بیماری امام طبیب فرستاده و حضرت در عین بیماری طبیعی از دنیا رفتند؛ یک روز امام عسکری (علیه‌السلام) در همین بیماری، وجود مقدس حضرت نرجس خاتون را طلبیدند، فرمودند این بیماری است که من از آن نجات پیدا نمی‌کنم، این میوه دل 5 ساله‌ام را به تو می‌سپارم، باید از این عزیز پرستاری کنی و بزرگش کنی و این بماند تا روزی که دنیا را پر از عدل و داد کند.
ایشان افزود: مأموران علی بن نارمش ریختند به خانه امام عسکری (علیه‌السلام) و ایشان را به زندان او منتقل کردند، چشم او که به امام افتاد، بی‌اختیار شروع کرد به گریه کردن، خودش را انداخت به زمین و صورت خود را زیر پای امام عسکری (علیه‌السلام) قرار داد و اصرار کرد حضرت با کفششان روی صورت او قدم بگذارند؛ با یک دیدن شیفته آقا شد آن هم چه نوع شیفتگی که شیعه نداشت؛ به مستعین خبر دادند علی بن نارمش شیعه امام عسکری (علیه‌السلام) شده، او وسیله ارتباط امام عسکری با بیرون زندان است و همه امکانات رفاهی را داخل زندان برای امام عسکری (علیه‌السلام) فراهم کرده است.

آیت‌الله علم‌الهدی اضافه کرد: مستعین محرم اسراری داشت، فکر کرد کاری کند برای همیشه از امام عسکری (علیه‌السلام) خلاص شود، سعید حاجب را طلبید و گفت تو مأموریت داری به‌عنوان انتقال امام عسکری (علیه‌السلام) از زندان سامرا به زندان کوفه، امام را به طرف کوفه ببری و در بین راه با یک سم کشنده حسن بن علی را از بین ببری و نابود کنی و مأموریت کشتن امام عسکری (علیه‌السلام) در بین راه کوفه را به سعید حاجب داد.

طرح‌ریزی شهادت امام عسکری (علیه‌السلام)

ایشان بیان کرد: یکی از شیعیان از دربار مستعین قصه را با خبر شد، وحشت زده شیعیان را جمع کرد و گفت می‌خواهند حضرت را بکشند، به حضرت پیغام داد که آقا به هر قیمتی از رفتن به کوفه تمرد کنید، چنین توطئه‌ای را در دست دارند، حضرت برایش پیغام دادند «مستعین سه روز دیگر بیشتر زنده نیست».

عضو مجلس خبرگان رهبری به برنامه مأموران بنی‌عباس برای به شهادت رساندن امام عسکری (علیه‌السلام) اشاره و اظهار کرد: مأورانی را برای به شهادت رساندن حضرت فرستادند، بعد از خوراندن سم به امام عسکری (علیه‌السلام) توسط مأموران، برای این که بتوانند امام زمان (علیه‌السلام) را از بین ببرند، عده‌ای سرباز در اطراف منزل حضرت گماشتند و دستور دادند هر بچه‌ای اطراف بستر امام عسکری (علیه‌السلام) آمد، او را دستگیر کنند، عده‌ای طبیب نیز اطراف بستر امام گماشته شدند که بگویند برای بیماری امام طبیب فرستاده و حضرت در عین بیماری طبیعی از دنیا رفتند؛ یک روز امام عسکری (علیه‌السلام) در همین بیماری، وجود مقدس حضرت نرجس خاتون را طلبیدند، فرمودند این بیماری است که من از آن نجات پیدا نمی‌کنم، این میوه دل 5 ساله‌ام را به تو می‌سپارم، باید از این عزیز پرستاری کنی و بزرگش کنی و این بماند تا روزی که دنیا را پر از عدل و داد کند.

1400/07/23
15:45

افزودن دیدگاه جدید


سایتامام

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به آیت الله علم الهدی می باشد