آیت الله علم الهدی:

دشمن از یکی شدن مسلمانان هراس دارد/ «وحدت مذاهب اسلامی» راه پیروزی بر جبهه استکبار است

title

به گزارش Alamolhoda.com، آیت‌الله علم‌الهدی ظهر امروز در خطبه دوم نمازجمعه 30 مهرماه در حرم امام رضا (علیه‌السلام)، با اشاره به فرا رسیدن ایام ولادت پیامبر اکرم (صلوات‌الله علیه) و امام صادق (علیه‌السلام)، اظهار کرد: این روزها مقارن است با ولادت با سعادت نبی مکرم اسلام، وجود اقدس خاتم‌الانبیاء (صلوات‌الله علیه) و سالروز ولادت با سعادت امام صادق (علیه‌السلام)، این عید سعید را به همه شما برادران و خواهران تبریک و تهنیت عرضه می‌دارم.

ایشان ادامه داد: در میلاد رسول‌الله حوادث شگفتی در روی کره زمین اتفاق افتاد، دریاچه ساوه که معبود عده‌ای بود خشکید، آتشکده فارس که مورد پرستش بود خاموش شد، کانون قدرت امپراتوری ایران، طاق کسری شکست و چهارده کنگره آن فرو ریخت، موبد موبدان، عالم زرتشت در خواب دید «یک عده اسبان عربی در پیشاپیش آنان شتران از بلاد عرب گذشتند، از رود دجله عبور کردند و وارد بلاد فارس شدند و در بلاد فارس منتشر و پراکنده شدند».

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی افزود: وحشت‌زده از خواب بیدار شد، همه این حوادث در یک شب، یک ساعت و یک لحظه اتفاق افتاد، در وسط بیابان خشک سوزان انفجاری در همان لحظه رخ داد و از دل بیابان سماوه، رود سماوه جوشید؛ انوشیروان به پادشان حیره که نماینده او در ملک عرب بود، پیغام داد، گفت خواب موبد موبدان حکایت می‌کند مجموعه این حوادث به خاطر پیدایش یک جریان در درون سرزمین عرب هست، یکی از بزرگان، علما و اندیشمندان سرزمین عرب را نزد من بفرست، او نیز یک کشیش نصرانی که فوق‌العاده مرد باسواد و عالم بود به نام «عبدالمسیح» را به دربار انوشیروان فرستاد.

ایشان اضافه کرد: وقتی قضایا را بیان کرد، گفت خیلی نمی‌توانم جوابی به شما بدهم، یک دایی دارم که از شاگردان حواریون حضرت عیسی است و زنده مانده، غریب به 400 سال عمر دارد و مرد عالمی است، اخبار و وقایعی که در کتب سلف هست را خوانده و می‌دادند، اجازه دهید بروم دایی‌ام را ملاقات کنم و اصل قضایا را از او سؤال کنم، نام او «سطیح» بود.

آیت‌‌الله علم‌الهدی خاطرنشان کرد: انوشیروان دستور داد مرکب بادپایی در اختیار عبدالمسیح بگذارند تا خود را به شام برساند و اسرار آن را سؤال کند؛ خودش را رساند به سطیح کاهن در حالی که نزدیک مرگش بود و در حال احتضار به سر می‌برد، او کسی را نمی‌شناخت و صدایی را نمی‌شنید اما چون مرد ادیب و فوق‌العاده‌ای بود، عبدالمسیح تصمیم گرفت حرفش را با شعر فسیح عربی به او بگوید شاید او احساسی کند و توجه کند « أصم أم یسمع غطریف الیمن * أم فاد فاز لم به شأو العنن، یا فاصل الخطة أعیت من ومن * أتاک شیخ الحی من آل سنن، وأمه من آل ذئب بن حجن * أزرق نهم الناب صرار الأذن، أبیض فضفاض الرداء والبدن * رسول قیل العجم یسری للوسن، یجوب بی الأرض علنداة شزن * لا یرهب الرعد ولا ریب الزمن، ترفعنی وجنا وتهوی بی وجن * حتى أتى عاری الجآجی والقطن، تلفه فی الریح بوغاء الدمن * کأنما حثحث من حضنی ثکن»

بشارت‌دهنده پیامبر خاتم

ایشان بیان کرد: خصوصیاتی از خودش گفت چون خواهرزاده اش بود، این خصوصیات در مغز سطیح کاهن بود و آخر هم گفت «من فرستاده پادشاه ایران هستم برای سؤالی نزد تو آمدم که در بلاد عجم مشکل ایجاد کرده است»، سطیح منتظر چنین فرصتی بود زیرا استادش که از حواریون عیسی بن مریم بود به او گفته بود بشارت‌دهنده پیامبر آخرالزمان روی زمین تو هستی و او منتظر چنین فرصتی بود که بشارت پیامبر خاتم را بدهد.

امام جمعه مشهد مقدس تصریح کرد: سطیح چشمانش را باز کرد، لب گشود و گفت « عبد المسیح على جمل مشیح، أتى سطیح، وقد أوفى على الضریح، بعثک ملک بنی ساسان، لارتجاس الإیوان، وخمود النیران، ورؤیا الموبذان، رأى إبلا صعابا، تقود خیلا عرابا قد قطعت دجلة، وانتشرت فی بلادها.، عبدالمسیح بر یک شتر نر سوار شده آمده به طرف سطیح، تو را پادشان بنی ساسان فرستاده به خاطر خاموش شدن آتشکده فارس، شکستی که در ایوان کاخ او وارد شده است، « یا عبد المسیح إذا کثرت التلاوة، وظهر صاحب الهراوة، وفاض وادی السماوة، وغاضت بحیرة ساوة، وخمدت نار فارس، فلیس الشام لسطیح شاما »، عبدالمسیح، این را بدان آن صاحب رسالت متولد شد، دیگر وقتی بنا شد دریاچه ساوه بخشکد، بیابان سماوه بجوشد، نه سرزمین ایران برای پادشاهان ایرانی مقام قدرت می‌ماند و نه شام و ملک شام برای سطیح اهمیتی دارد، آن صاحب قدرت و صاحب الحراوه و آن مبعوث الهی متولد شده است، این است که اسسان به دساتیر خبر داد، جاماسپ به روز سوم تیر خبر داد؛ بر بابک برنامه پدر پیر خبر داد، بودا به صنم خانه کشمیر خبر داد؛ مخدوم سرائیل به ساعیر خبر داد، وآن کودک ناشسته لب از شیر خبر داد؛ ربیون گفتند و نیوشیدند احبار؛ فخر دو جهان خواجه فخر رخ اسعد، مولای زمان مهتر صاحبدلان امجد؛ آن سید مسعود و خداوند مؤید، پیغمبر محمود ابوالقاسم احمد؛ وصفش نتوان گفت به هفتاد مجلد، این بس که خدا گوید ماکان محمد»

اعلام فیزیکی تحویل در مسیر بشریت

ایشان با تأکید بر این‌که بنای خدا بر این است که وقتی می‌خواهد حادثه‌ای در دنیا اتفاق بیفتد و مسیر بشریت و انسانیت در خط تحول قرار بگیرد، اعلام فیزیکی می‌کند، گفت: یعنی با سلسله حوادث غیر قابل انتظاری که در دنیا اتفاق می‌افتد، پیدایش این حادثه و جریان را به مردم اعلام می‌کند و ولادت پیغمبر اکرم (صلوات‌الله علیه) از این مقوله بود و بسیاری از حقایق معنوی با اعلام فیزیکی به بشر اعلام شده است.

آیت‌الله علم‌الهدی اضافه کرد: تقارن ولادت امام صادق (علیه‌السلام) با ولادت پیغمبر اکرم (صلوات‌الله علیه) نیز از همین مقوله است یعنی خدا می‌خواهد به دنیای اسلام اعلام کند واقعیت اسلام ناب در معارف امام صادق (علیه‌السلام) متبلور است لذا ولادت امام صادق (علیه‌السلام) مقارن شده با ولادت پیغمبر اکرم (صلوات‌الله علیه).

ایشان به قرار گرفتن در هفته وحدت نیز اشاره و اظهار کرد: مسئله وحدت بین مذاهب اسلامی و مسلمانان که یک قبله دارند، به یک پیغمبر اعتقاد دارند و در توحید یک‌تاب هستند، شعاری نیست، شعار وحدت معنا ندارد؛ «وحدت» واقعیتی است که باید توسط هرکسی رسول‌الله را قبول دارد، در مقابل جبهه تشکیل شده از دشمنان پیغمبر اکرم (صلوات‌الله علیه) شکل بگیرد، در کنار هم بایستند و با دشمن بجنگند.

با حرف زدن از برادری شیعه و سنی، وحدت ایجاد نمی‌شود

عضو مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: با این که بگوییم شیعه و سنی برادر هستند، مراسم تشکیل دهیم و کنار هم بنشینند وحدت درست نمی‌شود، در یک جبهه یکتاب قرار داریم، همه‌مان وابسته به این پیغمبر هستیم، رسول‌الله را قبول داریم، دنیای کفر و الحاد دست به دست هم دادند پیغمبر را براندازی کنند، در مقابل این جبهه کفر، یک صف و جبهه بیشتر وجود ندارد و آن صف انقلاب اسلامی ایران است، همه باید دست به دست هم بدهند و با این دشمن بجنگند، وحدت برای این هست.

ایشان با بیان این‌که دشمن از این می‌ترسد و وحشت دارد که مسلمانان دنیا یکی بشوند و مقابلش بایستند، ابراز کرد: اگر مسلمانان دست به دست هم بدهند، دیگر از پس مسلمانان برنمی‌آید و قدرت براندازی مسلمانان را نخواهد داشت.

آیت‌الله علم‌الهدی به اقدام تروریستی عناصر مزدور آمریکایی برای از بین بردن وحدت و شهادت سردار شوشتری اشاره کرد و گفت: آنجایی که سرداران رشید اسلام که شیعه هستند با سران قبایل که سنی هستند، کنارهم قرار می‌گیرند که با هم یکی بشوند و این دو قدرت در کنار هم جبهه مقابله با دشمن را تشکیل دهد، هم شیعه را می‌کشد و هم سنی را می‌کشد با عوامل مزدور دست نشانده جنگ نیابی‌اش و شهادت شهدای وحدت اتفاق می‌افتد.

دشمن از وحدت وحشت دارد

ایشان تصریح کرد: معلوم می‌شود دشمن از وحدت می‌ترسد، از یکی شدن مسلمانان می‌ترسد در غیر این‌صورت، سردار رشید اسلام شهید شوشتری و شهید محمدزاده در مقاطع مختلفی در سرزمین بلوچستان و در دسترس دشمن بودند، چرا در آن لحظه این‌ها را کشت؟ چرا در زمانی که با مولوی‌های سنی بلوچ کنار هم قرار گرفتند، همه را باهم کشت؟ رسالت آمریکایی آنان و آنچه اربابشان به این مزدورها دستور داده بود، این بود کاری کنند که یک جریان عظیم علملیاتی وحدت منعقد نشود.
نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی با بیان این‌که این وحدت ضد آمریکا است، گفت: این وحدت دشمن را متوقف می‌کند، او را در جبهه اسلام‌ستیزی‌اش شکست می‌دهد و ما را در جبهه استکبارستیزی‌مان پیروز می‌کند؛ از روز اول درصدد این یودند که بر ما و دین ما مسلط شوند و همه چیز ما را بگیرند.

ایشان افزود: چهارم آبان که چند روز دیگر است، سالروز سخنرانی امام علیه کاپیتولاسیون است، خیلی از عزیزان ما در نسل‌های اخیر انقلاب تاریخ را نمی‌دانند، به تاریخی که منشأ و سرآغاز انقلاب بوده توجه ندارند؛ سرآغاز انقلاب که از تبعید امام به ترکیه آغاز شد، منشأ آن سخنرانی ایشان علیه کاپیتولاسیون بود.

خروش امام راحل در مقابل قانون کاپیتولاسیون

آیت‌الله علم‌الهدی اضافه کرد: معنای کاپیتولاسیون این است که در کشوری عده‌ای افرادی که مال آن مملکت نیستند و وارد آن کشور شدند، در آن کشور صیانت داشته باشند که هر ظلم و جرم و جنایتی مرتکب شدند، در آن کشور محاکمه و بررسی نشود و در کشور خودشان بررسی کنند یعنی آزاد باشند هرکاری می‌خواهند بکنند.

ایشان بیان کرد: کاپیتولاسیون را در اول آبان ماه 1343 نظام طاغوتی ستمشاهی خاندان ناپاک پهلوی در مجلس دیکته شده آن روز تصویب کردند و به قانون تبدیل کردند، امام بزرگوار خروشیدند و قیام کردند علیه کاپیتولاسیون، تعبیر امام این بود که «اگر یک آشپز آمریکایی شاه ایران را بکشد قابل محاکمه نیست اما اگر شاه ایران یک آشپز آمریکایی را بکشد باید محاکمه شود»، خروش امام مردم را بیدار کرد، قیام کردند و قصه به تبعید امام به ترکیه تمام شد.

امام جمعه مشهد به بیان مصداقی از اجرای کاپیتولاسیون در کشور پرداخت و گفت: یکی از آثار کاپیتولاسیون را عرض کنم، چند ماه بعد از تصویب قانون کاپیتولاسیون، در تهران در خیابان پاسداران امروز که آن روز می‌گفتند خیابان «سلطنت‌آباد» از جنوب خیابان به طرف شمال، یک اتومبیل پیکان جوانان با 5 جوان ایرانی در حال عبور بود، یک زن مست آمریکایی پشت یک اتومبیل فورد از کوچه فرعی آمد وسط خیابان و این پنج جوان را به تیر سیمانی کوباند و هر پنج جوان کشته شدند؛ روزنامه کیهان آن روز که دست عوامل نظام ستمشاهی بود، به‌عنوان خیر نوشت «یک زن مست آمریکایی پنج جوان ایرانی را کشت»، این زن مست آمریکایی از روزنامه به دادگاه شکایت کرد که حق توهین به من را نداشته، دادگاه روزنامه کیهان را محکوم کرد که باید از او عذرخواهی کند، ذلت ما در این وضعیت بود!

ایشان یادآور شد: شما جوانان فکر کردید قبل از انقلاب چه خبر بود و چه وضعی داشتیم؟ این مملکتی است که 42 سال دارد با قدرت فریاد می‌زند «مرگ بر آمریکا» و آمریکا به این ذلت روزافزون در دنیا مبتلا شده است.

1400/07/30
15:32

افزودن دیدگاه جدید


سایتامام

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به آیت الله علم الهدی می باشد