آیت الله علم الهدی:

جلسة چهاردهم

title


بررسی پرسش های مرتبط با دلالت امر به مقاومت بر وجوب
پرسش دوم: اشتراک خطاب بین پیامبر و دیگر مکلفان در امر به مقاومت
از جمله پرسش هایی که پس از اثبات وجود امر به مقاومت در آیات قرآن ممکن است مورد توجه قرار گیرد این است که آیا امر به مقاومت در قرآن در آیاتی نظیر « فاستقم کما امرت » و « فاصبر کما صبر اولوالعزم من الرسل » به پیامبر اختصاص دارد یا تمام مکلفان را شامل می شود؟
در کتاب های اصولی ضمن بحث از حجیت ظواهر این پرسش مورد بررسی قرار گرفته که آیا خطابات قرآن و سنت فقط نسبت به مشافهین و مقصودین بالافهام حجت است یا به طور مطلق دربارة اعم از مشافهین و مقصودین بالافهام و دیگران حجت است؟
مشهور اصولیان معتقدند ظواهر قرآن و سنت اعم از خطابات و غیر آن مطلقا حجت است و در این جهت فرقی بین مشافهین, مقصودین بالافهام و غیر آنان وجود ندارد.
بنابراین باید گفت خطاب پروردگار در امر به مقاومت بین پیامبر و دیگر مکلفان مشترک است و وجوب برخاسته از ظهور امر در طلب الزامی به پیامبر اختصاص ندارد. بلکه در حق دیگر مکلفان نیز حجت است.
صرف نظر از آنچه اصولیان دربارة قاعدة اشتراک خطابات گفته اند, توجه به تقسیم بندی وحی به دو قسم متلو و غیرمتلو نیز ثابت می کند امر به مقاومت در قرآن بین پیامبر و دیگر مکلفان مشترک است. توضیح بیشتر اینکه وحی جریان ارتباطی خاص خدا با پیامبران است که در قالب های گوناگون نظیر نزول فرشته, القاء و الهام به قلب و یا به تعبیر قرآن کریم از پشت حجاب صورت می گیرد.
در هر حال در تمام قالب های وحی, وحی یا وحی متلو است یا غیر متلو. وحی متلو پیام خدا به پیامبر برای ابلاغ به مردم است. اما وحی غیر متلو پیام اختصاصی خدا برای شخص پیامبر است و ربطی به دیگران ندارد.
چنانکه پیشتر نیز گذشت آنچه در قرآن کریم آمده از قبیل وحی متلو می باشد و در نتیجه مضامین خطابات قرآنی به پیامبر اختصاصی نداشته و همة مخاطبان قرآن را شامل می شود

بررسی کلام اخباریان دربارة اختصاص خطابات قرآن به پیامبر و ائمه
از جمله دلایل مطرح در کلمات اخباریان نسبت به نفی حجیت ظواهر قرآن این است که بنا بر روایات, خطابات قرآن مختص پیامبر و ائمه می باشد. بنابراین دیگرانی که مخاطب واقعی خداوند نیستند حق تمسک به ظواهر قرآنی را ندارند.
از مهم ترین روایاتی که اخباریان بر اساس آن خطابات قرآن را مختص اهل بیت دانسته اند دو روایت شعیب بن انس و زید شحام می باشد که شرح و تفصیل آن از قرار ذیل است:
روایت شعیب بن انس
« فَقَالَ  أَنْتَ فَقِیهُ أَهْلِ الْعِرَاقِ؟ قَالَ: نَعَمْ. قَالَ  فَبِمَا تُفْتِیهِمْ؟ قَالَ: بِكِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِیِّهِ  قَالَ  یَا أَبَا حَنِیفَةَ تَعْرِفُ كِتَابَ اللَّهِ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ وَ تَعْرِفُ النَّاسِخَ وَ الْمَنْسُوخَ؟ قَالَ: نَعَمْ. قَالَ  یَا أَبَا حَنِیفَةَ لَقَدِ ادَّعَیْتَ عِلْماً, وَیْلَكَ, مَا جَعَلَ اللَّهُ ذَلِكَ إِلَّا عِنْدَ أَهْلِ الْكِتَابِ الَّذِینَ أُنْزِلَ عَلَیْهِمْ, وَیْلَكَ, وَ لَا هُوَ إِلَّا عِنْدَ الْخَاصِّ مِنْ ذُرِّیَّةِ نَبِیِّنَا , مَا وَرَّثَكَ اللَّهُ مِنْ كِتَابِهِ حَرْفاً ».
در ضمن این روایت آمده است که امام صادق به ابوحنیفه فرمود آیا تو فقیه اهل عراق هستی؟ وی پاسخ داد: بلی. حضرت از او پرسیدند بر چه اساسی برای آن ها فتوا می دهی؟ گفت: بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبرش. حضرت پرسیدند: آیا آنگونه که شایسته است کتاب خدا را می شناسی و ناسخ و منسوخ آن را می دانی؟ گفت: بلی. امام صادق فرمود: ادعای علم کردی, وای بر تو, خداوند این علم را جز نزد اهل کتاب قرار نداده است. وای بر تو؛ علم آن جز نزد خواص از ذریه پیامبر نیست و خداوند یک حرف از آن را به تو تعلیم نکرده است.
بررسی سند روایت
مرحوم صدوق این حدیث را با سلسله سندی نقل کرده که در نهایت به بعض اصحاب حضرت صادق منتهی می شود: « حَدَّثَنَا أَبِی وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَحِمَهُمَا اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو زُهَیْرِ بْنُ شَبِیبِ بْنِ أَنَسٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّه »‏.
صرف نظر از وضعیت رجالی افراد مذکور, مضامین و مطالب حقی که در حدیث آمده, صحت و اعتبار آن را تأیید می کند.
بررسی دلالت روایت
چنانکه روشن است امام صادق در این روایت ادعای فهم مراد حقیقی پروردگار از سوی ابوحنیفه را مورد انکار قرار دادند و فهم مراد حقیقی خدا را مختص اهل بیت دانستند. نه آنکه او را مخاطب قرآن ندانند. مکرر گفته شد که تفسیر به معنای کشف القناع و پرده برداری از ظاهر آیات در حوزة اختیارات حضرات معصومان است. اما این مطلب با مورد خطاب بودن عموم مردم در آیات قرآن و فهم و درک معنای ظاهری آیات توسط ایشان منافاتی ندارد.
روایت زید شحام
« عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ: دَخَلَ قَتَادَةُ بْنُ دِعَامَةَ عَلَى أَبِی جَعْفَرٍ ع فَقَالَ یَا قَتَادَةُ أَنْتَ فَقِیهُ أَهْلِ الْبَصْرَةِ فَقَالَ هَكَذَا یَزْعُمُونَ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع بَلَغَنِی أَنَّكَ تُفَسِّرُ الْقُرْآنَ فَقَالَ لَهُ قَتَادَةُ نَعَمْ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع بِعِلْمٍ تُفَسِّرُهُ أَمْ بِجَهْلٍ قَالَ لَا بِعِلْمٍ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَإِنْ كُنْتَ تُفَسِّرُهُ بِعِلْمٍ فَأَنْتَ أَنْتَ وَ أَنَا أَسْأَلُكَ قَالَ قَتَادَةُ سَلْ قَالَ أَخْبِرْنِی عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی سَبَإٍ وَ قَدَّرْنا فِیهَا السَّیْرَ سِیرُوا فِیها لَیالِیَ وَ أَیَّاماً آمِنِینَ فَقَالَ قَتَادَةُ ذَلِكَ مَنْ خَرَجَ مِنْ بَیْتِهِ بِزَادٍ حَلَالٍ وَ رَاحِلَةٍ وَ كِرَاءٍ حَلَالٍ یُرِیدُ هَذَا الْبَیْتَ كَانَ آمِناً حَتَّى یَرْجِعَ إِلَى أَهْلِهِ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع نَشَدْتُكَ اللَّهَ یَا قَتَادَةُ هَلْ تَعْلَمُ أَنَّهُ قَدْ یَخْرُجُ الرَّجُلُ مِنْ بَیْتِهِ بِزَادٍ حَلَالٍ وَ رَاحِلَةٍ وَ كِرَاءٍ حَلَالٍ یُرِیدُ هَذَا الْبَیْتَ فَیُقْطَعُ عَلَیْهِ الطَّرِیقُ فَتُذْهَبُ نَفَقَتُهُ وَ یُضْرَبُ مَعَ ذَلِكَ ضَرْبَةً فِیهَا اجْتِیَاحُهُ قَالَ قَتَادَةُ اللَّهُمَّ نَعَمْ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَیْحَكَ یَا قَتَادَةُ إِنْ كُنْتَ إِنَّمَا فَسَّرْتَ الْقُرْآنَ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِكَ فَقَدْ هَلَكْتَ وَ أَهْلَكْتَ وَ إِنْ كُنْتَ قَدْ أَخَذْتَهُ مِنَ الرِّجَالِ فَقَدْ هَلَكْتَ وَ أَهْلَكْتَ وَیْحَكَ یَا قَتَادَةُ ذَلِكَ مَنْ خَرَجَ مِنْ بَیْتِهِ بِزَادٍ وَ رَاحِلَةٍ وَ كِرَاءٍ حَلَالٍ یَرُومُ هَذَا الْبَیْتَ عَارِفاً بِحَقِّنَا یَهْوَانَا قَلْبُهُ كَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَ لَمْ یَعْنِ الْبَیْتَ فَیَقُولَ إِلَیْهِ فَنَحْنُ وَ اللَّهِ دَعْوَةُ إِبْرَاهِیمَ ع الَّتِی مَنْ هَوَانَا قَلْبُهُ قُبِلَتْ حَجَّتُهُ وَ إِلَّا فَلَا یَا قَتَادَةُ فَإِذَا كَانَ كَذَلِكَ كَانَ آمِناً مِنْ عَذَابِ جَهَنَّمَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ قَالَ قَتَادَةُ لَا جَرَمَ وَ اللَّهِ لَا فَسَّرْتُهَا إِلَّا هَكَذَا فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَیْحَكَ یَا قَتَادَةُ إِنَّمَا یَعْرِفُ الْقُرْآنَ مَنْ خُوطِبَ بِهِ‏ ».
زید شحام می گوید فردی به نام قتادة بن دعامة بر امام باقر وارد شد. حضرت از او پرسیدند آیا تو فقیه اهل بصره-ای ؟ گفت: مردم چنین می پندارند. امام فرمودند به من چنین خبر رسیده که قرآن را تفسیر
می کنی؟ عرض کرد: بلی. امام فرمودند آیا از روی علم و آگاهی قرآن را تفسیر می کنی یا از روی جهل و نادانی؟ پاسخ داد: نه, از روی علم ( تفسیر می کنم ). حضرت فرمودند: اگر چنان است که از روی علم تفسیر می کنی بجاست و من از تو پرسش کنم. قتاده گفت: بپرسید. امام فرمود: مرا خبر ده از گفتار خدای عز و جل که در سوره سبأ می فرماید: « وَ قَدَّرْنا فِیهَا السَّیْرَ سِیرُوا فِیها لَیالِیَ وَ أَیَّاماً آمِنِینَ ». قتاده گفت: این آیه درباره آن کسی است که از خانه خویش به قصد زیارت خانه کعبه بیرون آید و توشه حلال با خود بردارد و مرکب حلال داشته باشد و کرایه اش را از مال حلال بپردازد؛ چنین کسی در امان و آسایش است تا به خانه خویش باز گردد. امام باقر فرمودند: ای قتاده تو را به خدا سوگند می دهم آیا می دانی که بسا مردی با توشه حلال و مرکب و کرایه حلال از خانه خویش به قصد زیارت کعبه بیرون آید و دچار راهزن گردد و خرجی راه او را ببرند و از این گذشته کتکی هم به او بزنند که به حد هلاکت رسد؟ قتاده پاسخ داد: آری به خدا. حضرت فرمودند: وای بر تو ای قتاده, اگر تو قرآن را از پیش خود تفسیر می کنی که خود هلاک شدی و دیگران را نیز به هلاکت رسانده ای و اگر از دهان مردم گرفته ای باز هم هلاک شده و مردم را نیز به هلاکت رسانده ای. وای بر تو ای قتاده، این آیه درباره کسی است که از خانه خویش با توشه و مرکب و کرایه حلال به قصد زیارت خانه کعبه بیرون آید و به حق ما عارف و آشنا باشد و در دل، هوای ما داشته باشد؛ چنانچه خدای عز و جل فرمود: « فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِم » و مقصود اشتیاق به خانه کعبه نبود و گرنه می فرمود: الیه. پس به خدا سوگند، مقصود از دعای ابراهیم ما (اهل بیت) هستیم که هر که در دل هوای ما کند، حج او پذیرفته است و در غیر ایو صورت حجش پذیرفته نیست. ای قتاده هر کس چنین باشد از عذاب جهنم در روز قیامت در امان و آسوده است و این است مقصود از آسایش و امان در آیه. قتاده گفت: به خدا دیگر آیه را جز به این صورت تفسیر نخواهم کرد. امام فرمودند: وای بر تو ای قتاده، قرآن را تنها آن کسی می فهمد که به او خطاب شده است.
بررسی سند روایت
روایت از نظر اتصال مسند است: « عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّام‏ ». نیز تمام افراد سلسله سند تا زید شحام امامی و ثقه-اند. از این رو حدیث از نظر سندی در شمار احادیث صحیح قرار دارد.
بررسی دلالت روایت
چنانکه در بررسی دلالی روایت قبل اشاره شد, استدلال به آیات قرآن یا به نحو استظهار و برداشت از ظاهر آیه است یا تفسیر آن. در این میان تفسیر قرآن به معنای کشف القناع و پرده برداری از ظاهر آیه در حوزة اختیارات حضرات معصومان است. زیرا مراد واقعی خدا را تنها ذات اقدس پروردگار و آنان که با او مرتبطند یعنی همان ذوات مقدس اهل بیت می توانند بیان کنند.
پر واضح است آنچه در این روایت مورد نهی قرار گرفته تفسیر قرآن می باشد. اما از اینکه عموم مردم حق فهم ظاهر کلام خدا را ندارند و مخطاب قرآن نیستند سخنی به میان نیامده است.
 

1398/08/19
09:00

افزودن دیدگاه جدید


امامسایت
آخرین اخبار


تصاویر

آیت الله علم الهدی در اولین جلسه بنیاد بین المللی غدیر استان خراسان رضوی

آیت الله علم الهدی در سالروز واقعه مسجد گوهرشاد در حرم امام رضا علیه السلام

آیت الله علم الهدی در جلسه ستاد امر به معروف و نهی از منکر خراسان رضوی

پاسخ به شایعات




کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به آیت الله علم الهدی می باشد.